Tec Nikan
English
تماس با ما
All posts

چرا اپراتورها هشدارهای شما را نادیده می‌گیرند

سامانه هشداری که بیش از توان اقدام یک انسان سیگنال تولید می‌کند کارخانه را ایمن‌تر نکرده؛ اتاق کنترل را آموزش داده که دیگر نخواند. چه چیزی خراب می‌شود و کدام اصلاح‌های مشخص آن را برمی‌گردانند.

مدیریت هشداراتاق کنترلسامانه نظارتعملیاتایمنی فرایند

وارد اتاق کنترلی شوید که نوار هشدارش سیصد ورودی فعال دارد و از اپراتور بپرسید اینها چیستند. به شما خواهد گفت کدام دو تا اهمیت دارند و بقیه ماه‌هاست همان‌جا هستند. این شکست انضباط نیست. نتیجه قابل پیش‌بینی سامانه‌ای است که بیش از توان اقدام یک انسان هشدار تولید می‌کند، و یکی از رایج‌ترین نقص‌های نرم‌افزار صنعتی است — به قدری رایج که استانداردهایی دقیقا درباره‌اش نوشته شده، و پیروی از آن استانداردها به قدری نادر که مسئله همچنان پابرجاست.

سازوکارش ساده است. هشدار درخواستی است از یک انسان برای انجام کاری. اگر این درخواست وقتی برسد که کاری برای انجام دادن نیست، یا سریع‌تر از آنکه بتوان اقدام کرد برسد، یا درباره چیزی باشد که آن فرد نمی‌تواند بر آن اثر بگذارد، آنگاه هشدار نیست بلکه پیام است. پیام‌ها که با هشدارهای واقعی قاطی شوند، دیدن هشدارهای واقعی را دشوارتر می‌کنند و با بالا رفتن شمار هشدارها ارزش کلی سامانه افت می‌کند. پس از نرخی مشخص، این ارزش منفی می‌شود: اپراتور دیگر نمی‌خواند، و سامانه هشداری که کسی نمی‌خواندش از نبودنش بدتر است، چون کارخانه با این فرض طراحی شده که کسی مراقب است.

نرخ‌هایی که راهنماهای صنعتی قابل مدیریت می‌دانند پایین‌تر از چیزی است که بیشتر سامانه‌ها به آن می‌رسند. رویه دیرینه بار پایدار قابل مدیریت را حدود یک هشدار در هر ده دقیقه به ازای هر اپراتور می‌داند، با تحمل اوج‌های کوتاه در زمان اغتشاش. سامانه‌های میدانی معمولا در زمان اغتشاش ده هشدار یا بیشتر در دقیقه تولید می‌کنند — یعنی دقیقا وقتی که اپراتور کمترین توجه اضافی و بیشترین نیاز به هشدارهای مهم را دارد.

چهار شکست مشخص بیشتر این نویز را تولید می‌کنند.

نخست، هشدارهایی که قابل اقدام نیستند. هر هشدار باید پاسخی به این پرسش داشته باشد که «اپراتور همین حالا در این باره چه کاری می‌کند که در غیر این صورت نمی‌کرد؟» اگر پاسخ صادقانه هیچ است، یا همان کاری است که از پیش می‌کرد، آن هشدار نیست. پیکربندی یک هشدار روی هر نقطه چون ابزار این کار را آسان کرده، همان راهی است که یک سامانه به هزاران هشدار می‌رسد.

دوم، اولویتی که معنایی ندارد. وقتی نود درصد هشدارها با اولویت بالا پیکربندی شده‌اند، اولویت دیگر اطلاعاتی حمل نمی‌کند و اپراتور به قضاوت شخصی خود درباره اینکه کدام‌ها مهم‌اند پناه می‌برد — که نسخه‌ای خصوصی، نامستند و غیرقابل تحویل از همان دسته‌بندی‌ای است که هیچ‌کس انجامش نداد. توزیع مفید به شدت به سمت پایین وزن دارد: چیزی مانند پنج درصد بالا، پانزده درصد متوسط و هشتاد درصد پایین شکلی است که راهنماها پیشنهاد می‌کنند، و بیشتر سامانه‌ها هیچ نزدیک آن نیستند.

سوم، هشدارهای ماندگار — آنهایی که هفته‌هاست فعال‌اند چون فرستنده‌ای خراب شده، شیری روی حالت دستی است، یا حدی برای وضعیتی از بهره‌برداری تنظیم شده که کارخانه از بهار در آن نبوده است. هر هشدار ماندگار اشغال دائمی نوار هشدار است و درسی کوچک و پیوسته که نوار هشدار نیازی به خواندن ندارد. اینها انباشته می‌شوند چون پاک کردنشان یا تعمیر چیزی می‌خواهد یا تغییر یک نقطه تنظیم، و هر دو به کسی نیاز دارند که اختیار تصمیم داشته باشد.

چهارم، هشدارهای پرنوسان: هشداری روی اندازه‌گیری‌ای که نزدیک آستانه‌اش می‌نشیند و مدام روشن و خاموش می‌شود و ده‌ها ورودی در ساعت تولید می‌کند. باند مرده و تاخیر فعال‌سازی این را حل می‌کنند و پیکربندی‌شان پنج دقیقه طول می‌کشد، و دلیل رفع نشدنشان تقریبا همیشه این است که هیچ‌کس مالک سامانه هشدار به عنوان یک سامانه نیست.

و همین مسئله زیرین است. هشدارها پروژه به پروژه پیکربندی می‌شوند، توسط هرکس که هر زیرسامانه را ساخته، بدون هیچ فلسفه مشترکی. اصلاحی که واقعا کار می‌کند نه هوشمندانه است و نه سریع. یک فلسفه هشدار بنویسید: هشدار در این کارخانه برای چیست، اولویت‌ها بر حسب پیامد و زمان پاسخ چه معنایی دارند، و چه کسی می‌تواند هشداری اضافه یا تغییر دهد. سپس مجموعه موجود را در برابر آن دسته‌بندی کنید — یکی‌یکی از آنها بگذرید و تصمیم بگیرید کدام‌ها هشدارند، کدام‌ها به ورودی گزارش بدل می‌شوند و کدام‌ها حذف. کاری کسل‌کننده است، هفته‌ها طول می‌کشد، و تنها مداخله‌ای است که به شکل قابل اتکا کار می‌کند.

پس از آن اندازه بگیرید، و چیزهای کسل‌کننده را اندازه بگیرید: شمار هشدار به ازای هر اپراتور در ساعت، در حالت پایدار و در زمان اغتشاش؛ ده هشدار پرتکرار به عنوان کسری از کل؛ شمار هشدارهای ماندگار؛ و اینکه توزیع اولویت واقعا چه شکلی است. رقم ده‌تای اول معمولا افشاگرترین عدد این تمرین است، چون مشتی نقطه پرنوسان معمولا نیمی از تمام آنچه سامانه تولید می‌کند را می‌سازند، و اصلاح همان‌ها توجه اپراتور را سریع‌تر از هر کار دیگری بازمی‌خرد.

هیچ‌کدام از اینها عجیب نیست. این تفاوت میان سامانه‌ای است که وقتی نیاز دارد توجه می‌خواهد و سامانه‌ای که پیوسته می‌خواهد و در نتیجه هرگز شنیده نمی‌شود.

Want to work with us?

Tell us what you're building and we'll help you scope the first deployment.